شيشه در معماري سنتي ايران
اختراع شيشه تحولي عظيم در معماري ايران و دنيا ايجاد كرد. به گونهاي كه امروزه نيز شهرهاي جهان، زيبايي خود را مديون اين تحول بزرگ هستند.
از آن جا كه معماري داخلي به عنوان طراحي هدفمند فضاهاي داخلي و ساماندهي آنها به منظور استفاده بهينه، در جهان همواره مطرح است، در ايران نيز توجه به فضاهاي داخلي همواره مورد توجه معماران قرار داشته است.
شيشه در شيوه معماري پارتي در دوران قبل از اسلام براي اولين بار استفاده شده است. بعد از آغاز دوره ساساني و اشكاني، شيشه به عنوان يكي از مصالح نماي ساختمانها و به صورت پنجرههاي بلند و باريك كه ارسي نام داشت به كار گرفته شد و استفاده از نماي شيشه به معماري امروز نيز راه پيدا كرده است.
شيشههاي دوره اسلامي كه آغاز آن قرن هفتم و هشتم ميلادي (قرن اول هجري) است، از آميختگي ميان تمدنهاي امپراطوري روم شرقي (بيزانس) و پارت و ساساني در ايران حاصل شده است.
با توجه به اشياي شيشهاي كشف شده، اين هنر در سمرقند، شهرري، جرجان و نيشابور رونق بهسزايي داشته است. وجود اشياء متعلق به سده پنجم تا اوايل سده هفتم قمري، خبر از رونق صنعت شيشهگري در دوره سلجوقي ميدهد و با كشف اشياي شيشهاي در جرجان و نيشابور ميتوان نواحي خراسان و گرگان را از جمله مراكز ساخت اشياي شيشهاي دانست.
در دوره صفويه، شكل ديگري از استفاده از شيشه رواج يافت. در اين دوره آيينهكاري به عنوان نوعي تزئين جديد در بناها، مانند آيينه خانه مورد استفاده قرار گرفته است.
نكته قابل توجه در تزئينات داخلي و خارجي بناهاي سنتي ايران اين است كه تزئينات، جزئي از بنا بوده و هيچ گاه به صورت بزك و هجو استفاده نشده است. ميزان توجه به آرايش ساختمان به سبب ارتقاي كيفيت بنا را ميتوان از اجراي همزمان سفتكاري و تزئينات در دورهاي خاص، درك كرد.
از طرفي، در شيوه ديگري از معماري ايران به نام معماري كويري مخصوصاً در خانهها، نمونههاي زيباي طراحي داخلي كه در آن القاي حس زندگي كاملاً مشخص است، تلألؤ بي نظير نور، فضايي متفاوت را به وجود آورده است.
استفاده از شيشه به ويژه شيشههاي رنگي، آيينه، گچكاري و... از جمله هنرهاي ظريفي هستند كه در تزئين و آرايه بندي فضا، تمام جنبههاي زيباييشناسي، علمي، اقليمي و حتي شرعي را نيز شامل ميشده است.
به عنوان مثال شكلگيري آيينهكاري و شيوه به كارگيري آن در نماي داخلي ساختمان به عوامل زير بستگي داشته است:
1ـ نياز به روشنايي موجب شد تا از آيينه براي تزئين استفاده شود و بتوان با حداقل نور، بيشترين روشنايي را ايجاد كرد.
2ـ طبق دستورات دين اسلام، هنگام عبادت نبايد چهره خود را در آيينه ديد در نتيجه آيينهها به صورت شكسته و با اشكال هندسي به كار گرفته شدند، به نحوي كه نتوان چهره را مشاهده كرد.
3ـ از دلايل ديگر استفاده از اشكال هندسي در آيينهها اين بود كه در دين اسلام تصاويري اعم از انسان و حيوان و ديگر موجودات زنده نبايد در محل عبادت در مقابل نمازگزار واقع شود.
4ـ از لحاظ معماري نيز كمك مؤثري در تزئين بهتر زيارتگاه محسوب مي شد.
در دوران قاجار نيز به سبب تعاملات فرهنگي و سياسي، نمونههاي زيبايي از پنجرههاي رنگي و آيينهكاري در خانههاي آن دوران به جا مانده است.
يكي از بهترين آثار معماري ايران در اين دوره، خانه بروجرديهاست كه سرشار از خلاقيتهاي هنرمندانه است.
از نظر بررسي ادواري، طي كاوشهاي باستانشناسان سالهاي اخير به نظر ميرسد از شيشههاي رنگي براي تأمين روشنايي و تزئين در و پنجره و قالبهاي گنبدخانهها و شبستانها استفاده ميشده است.
مثلاً در زيگورات چغازنبيل (مربوط به تمدن ايلامي در هزارة اول قبل از ميلاد) پنجرههايي با شيشههاي لولهاي صدف دار و به شكل توخالي و به صورت مارپيچ وجود داشته كه جهت نفوذ روشنايي به طبقات زيرين استفاده ميشده است.
در دوره هخامنشي نيز، هنر شيشه سازي استفاده شده است و بعد از اسلام در دوران صفويه در بناهاي چهل ستون و هشت بهشت، آيينههاي تخت به شكلهاي هندسي، يا نقاشي روي آيينه به كار رفته است.
كيانا رستمي، دانشجوي معماري سنتي